خلاصه کتاب اصول ومبانی مدیریت اسلامی





خلاصه کتاب اصول ومبانی مدیریت اسلامی
نویسنده:محمد حسین ساجدی نیا

پیشگفتار: پویایی وتوانمندی نظام های مدیریتی در عملکرد مدیران تبلور می گردد ومیزان توسعه یافتگی در هر جامعه ای شاخص معتبری برای ارزیابی عملکرد مدیران در یک دوره معین محسوب می شودو تعامل همه جانبه در عرصه های علمی,اصلی خدشه ناپذیر محسوب می گردد, مع الوصف نسخه های وارداتی مدیریت باید با ارزش های دینی وملی که ریشه در اعماق وجود انسانها دارد ,همسو وهماهنگ شود در غیر این صورت پاشیدن بذر نسخه های وارداتی در سرزمین های غیر خودی با مشکلات متعددی همراه خواهند بود. ودرنتیجه توانمندی آن در تلطیف ذائقه مردم نیز با مشکل مواجه خواهد گردید.


خلاصه کنندگان:سیدمحمدحسینی-مصطفی ذبیحی
مشخصات کتاب:
عنوان کتاب: اصول ومبانی مدیریت وسرپرستی
مولف: محمد حسین ساجدی نیا
لیتوگرافی: زمان
چاپ وصحافی: منصور
نوبت چاپ: اول(پاییز1382)
تیراژ: 2100 نسخه
شابک: 964-7513-00-3
ناشر: انتشارات شهر آشوب
تعداد صفحات:167صفحه
فیپا :  6الف2 س /67 /232BP


پیشگفتار:
پویایی وتوانمندی نظام های مدیریتی در عملکرد مدیران تبلور می گردد ومیزان توسعه یافتگی در هر جامعه ای شاخص معتبری برای ارزیابی عملکرد مدیران در یک دوره معین محسوب می شودو تعامل همه جانبه در عرصه های علمی,اصلی خدشه ناپذیر محسوب می گردد,مع الوصف نسخه های وارداتی مدیریت باید با ارزش های دینی وملی که ریشه در اعماق وجود انسانها دارد ,همسو وهماهنگ شود در غیر این صورت پاشیدن بذر نسخه های وارداتی در سرزمین های غیر خودی با مشکلات متعددی همراه خواهند بود. ودرنتیجه توانمندی آن در تلطیف ذائقه مردم نیز با مشکل مواجه خواهد گردید.
فصل اول
مقدمه ای بر مدیریت
مدیریت از لوازم اصلی زندگی و اساس و محوریت همه فعالیتهای اجتماعی است. سامان بخشیدن به امورات زندگی فردی و اجتماعی بدون التزام به قانون و مقررات ممکن نیست. خداوند اولین مدیر ومعمار جهان هستی میباشد او عنایات خاصی به حضرت آدم و فرزندان او معطوف داشته است. اولین انسان ومدیر روی زمین حضرت آدم بوده است  او بر حسب رسالت و ماموریت محوله دستورات خداوند را به اعضاء خانواده خود ابلاغ کرد وهمگی به جز قابیل در برابر سفارشات پدر تسلیم گردیدند. قابیل از پذیرش اوامر الهی امتناع کرد وکینه ونفرت برادر خود را به دل گرفت وعلیرغم اینکه هابیل علاقه فراوانی به قابیل داشت ولی آتش کینه و حسد قابیل باعث گردیدکه از مرز قانون واعتدال عدول کند وبا کشتن برادر خویش اولین جنایت تاریخ را به نام خود ثبت نماید .پس از این فاجعه بزرگ دو نوع نگرش وتفکر در مقابل یکدیگر قرار بگیرد که به دو تفکر هابیلی و قابیلی شکل گرفت .          
1-تفکر هابیلی: این تفکر مظهر ارزشهای الهی وحاکمیت عدالت وبرقراری صلح و صفا بین همه فرزندان آدم والتزام به حدود الهی است.پیروان تفکر هابیلی خود را در قبال بشریت مسئول میدانند وسکوت در برابر هجوم قهر آمیز دشمنان خدا را به مثابه مرگ توصیف میکنند.
2-تفکر قابیلی: این نوع تفکر مظهر ارزشهای شیطانی وحاکمیت باطل است طرفداران این نگرش کوشیده اند تا عرصه را برای حاکمیت دین خدا تنگ نمایند وزمینه استمرار حاکمیت طاغوت را تقویت کنند.  
مدیریت در تمدن های باستانی: فاررابی فیلسوف ودانشمند بزرگ قرن سوم وچهارم معتقد بود که اداره جامعه باید به دست رهبری لایق که دارای خصوصیات کامل انسانی است سپرده شود. پس فارابی برای رهبر خصوصیاتی نظیر برخورداری از سلامت جسم وروح هوشمندی,راستگویی,سخاوت,شجاعت,عدالت وطرفدار علم ومخالف ظلم وفساد ذکر میکند.روشهای مدیریتی تمدن های باستان به طور عموم بر اساس تجربه ونشات گرفته از آزمایش وخطا بوده است وبه نظر می آید تا زمان سقراط وافلاطون نظریه ای تحت عنوان  مدیریت ارائه نشده است.

ادامه نوشته

Peter

Peter Drucker

معتقد است: "هدف از تجارت و کسب و کار، ایجاد و حفظ یک مشتری است" و همچنین این استنباط منطقی را اضافه می‌نماید که به سبب این امر: "یک شرکت تجاری تنها از دو وظیفه برخوردار است: بازاریابی و نوآوری".


طنز مدیریتی

فوائد پاره آجر!

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان كم رفت و آمدی می‌گذشت. ناگهان از بین دو اتومبیل پارك شده در كنار خیابان یك پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب كرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد كرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید كه اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد. پسرك گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی كه برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب كند.
پسرك گفت: "اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت كسی از آن عبور می كند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور كافی برای بلند كردنش ندارم. برای اینكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده كنم". مرد بسیار متأثر شد و از پسر عذر خواهی كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گران قیمتش شد و به راهش ادامه داد.

نکته ها :


نکته اخلاقی : در زندگی چنان با سرعت حركت نكنیم كه دیگران مجبور شوند برای جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه می كند و با قلب ما حرف میزند. اما بعضی اوقات زمانی كه ما وقت نداریم گوش كنیم، او مجبور می شود پاره آجر به سمتمان پرتاب كند. این انتخاب خودمان است كه گوش بكنیم یا نكنیم!


نکته مدیریتی : به محیط داخلی و خارجی سازمان خود به اندازه كافی توجه داشته باشید. ذینفعان داخلی و خارجی سازمان را در نظر بگیرید و به خواستها و نیازهای آنها توجه كنید. نیروی انسانی به عنوان یك سیستم طبیعی زنده و هوشمند و سازمان به عنوان یك سیستم اجتماعی پیچیده، رفتارهای متنوع و پیچیده‌ای از خود نشان می‌دهند كه حكم «پاره آجر» حكایت را دارند اما به آن سادگی كه مرد ثروتمند متوجه پاره آجر شد مدیران نخواهند توانست «پاره آجرهای» نیروی انسانی و سازمان را درك كنند چرا كه نوع آنها متنوع، پیچیده بوده و دارای معانی مختلف هستند و ممكن است خود را در قالب نقاط قوت و ضعف نشان دهند. بنابراین باید شناخت كافی نسبت به نیروی انسانی و سازمان خود داشته باشند و رفتار و سبك متناسب با مدیریت آنها را بكار بندند. هم‌چنین محیط خارجی سازمان نیز باید بررسی شود و «پاره آجرهایی» كه در قالب فرصت‌ها و تهدیدها در پیش روی سازمان قرار می‌گیرند، پیش از آنكه مانند پاره آجر به سازمان صدمه بزنند، شناسایی شده و رفتار مناسب برای برخورد با آنها اتخاذ شود.

منبع وبلاگ مدیران مالی

فلسفة استراتژي


فلسفة استراتژي

منبع:مدیران ایران

مفهوم استراتژي زاييده فضاي رقابتي و محدوديت منابع است. انسان در جهاني پر از محدوديت زندگي می کند.صرف منابع محدود بر موضوعات غير اصلي جريمه اش واگذاري ميدان رقابتي به رقيبي است که منابع محدود خود را بر موضوعات اصلي متمرکزکرده است. موضوعاتي که نتيجه اش مزيت هاي بيشتري (نسبت به رقيب) می باشد. ماهيت استراتژي، تشخيص فرصت هاي اصلي و تمرکزمنابع در جهت تحقق منافع نهفته در آنهاست. فلسفة استراتژي نشان مي دهد که درون ماية اصلي استراتژي، فرصت ها هستند. بدون دستيابي به فرصت هاي استراتژيك، منافع استراتژيك به دست نمي آيد.

تعريف استراتژي

استراتژي چيست؟ مينتزبرگ براي استراتژي ٥ معني پيشنهاد می کند: طرح، تمهيد، الگو، وضعيت ، و دیدگاه. مشاوران مكينزي آن را با عبارت "درك ابعاد مختلف ساختار صنعت و مباني رقابت در آن" بيان مي کنند. اين تعاريف همگي درست هستند، فقط اگر فلسفة استراتژي را به همراه داشته باشند، يعني بر درك و استفاده از فرصت ها استوار باشند. در واقع بدون درك فرصت هاي استراتژيك، استراتژي امري کاملاً بي ثمر است. فرصت ها درون ماية اصلي استراتژي اند و بدون آن هيچ نتيجه اي عايد نخواهدشد. در رويكرد استراتژي بايد دائم به دنبال فرصتها بود، فرصت هايي که براي سازمان منافع کثيري به همراه داشته باشد.

فرصت هاي استراتژيك

فرصت عبارت است از فراهم شدن عوامل بروز منفعت به صورت ناقص. فرصت "بالقوه" براي همه وجود دارد، ولي فرصت "بالفعل" براساس قابليت تكميل عوامل منفعت تنها به افراد و سازمان هاي خاص تعلق مي گيرد. براي مثال شبكه اينترنت (فرصت بالقوه) براي يك کشاورز سنتي هيچگونه فرصتي به همراه ندارد ولي همين پديده براي يك سازمان کشاورزي پيشرفته، فرصت هاي گوناگوني (از جمله کسب سريع اطلاعات هواشناسي) را فراهم مي آورد. اين نگرش نشان مي دهد که فرصت ها صرفاً زاييدة عوامل محيطي نيستند و قابليت ها (عوامل داخلي) نيز در شكل گيري آنها نقش مؤثري دارند. سازمان ها براي در اختيار داشتن فرصت هاي (بالفعل) بيشتر بايد قابليت هاي خود را توسعه دهند و اين امر مبناي برنامه هاي قابليت ساز است. برنامه هاي قابليت ساز را مي توان برنامه هاي فرصت آفريني نيز لقب داد. در جهان رقابتي، در انحصار داشتن قابليت هاي کليدي، يك مزيت مؤثر است و توسعة قابليت هاي کليدي، جزو اهداف اصلي سازمان هاست. قابليت ها، اساس مزيت رقابتي سازمان ها در بهره گيري از فرصت ها به شمار مي آيد.

توسعة فرصت ها

هر سازمان موفقي داراي يك يا چند قابليت کلیدی است. قابليت هاي کلیدی توانمندي هايي اند که در موفقيت کسب و کار نقش اساسي داشته و دستيابي به آن به آساني امكان پذير نباشد.قابليت هاي کلیدی ممكن است از نوع تكنولوژي، منابع کمياب و يا فرآيندهاي منحصر به فرد باشد. زمينه قابليت هاي کليدي، گلوگاه هاي کسب و کاراست. براي توسعة قابليت هاي کلیدی دو رويكرد وجود دارد: پيش نگر و پس نگر. در رويكرد پيش نگر، استراتژيست آينده را پيش بيني کرده و در جهت دستيابي به قابليت هاي مورد نياز آينده، سرمايه گذاري می کند.به عنوان مثال، مالزي کشوری است که استراتژي خود را براي استفاده از فرصتهاي نهفته در عصر تكنولوژي اطلاعات بنا نهاده و پروژه ( MSC ) را برای ایجاد زیرساخت های کسب و کار سال 2020 به اجرا گذاشته است.

اگر پارادايم آتي، تكنولوژي اطلاعات باشد، بي شك مالزي و کشورهاي مشابه در استفاده از فرصت هاي عصر اطلاعات پيشي خواهندگرفت، ولي اگر اين پيشبيني اشتباه باشد، همة اين سرمايه گذاري ها به حسرت بدل خواهدشد. رويكرد پيش نگر ريسك سرمايه گذاري بالايي را متوجه سازمان خواه کرد. اما رويكرد پس نگر به مراتب اقتصادي تر است ولي در مقابل، ريسك از دست رفتن فرصت ها را متوجه سازمان می کند. ورود ديرهنگام شرکت سوني به بازار انفورماتيك نمونة بارزي از اين رويكرد است.

يكي ديگر از ابعاد مهم برنامه هاي قابليت ساز، انتخاب حيطة توسعة قابليت هاست. " الگوي فرصت های بالقوه" در اين زمينه در دو محور شكل مي گيرد: چگالی فرصت ها و حوزة سازمان.

الف: چگالی فرصت ها

اين مسئله براي زمينه هاي مختلف کسب و کارمتفاوت است. دهة ١٩٥٠ دهة فولاد و دهة 1960 دهة الكترونيك بود و پس از آنها کسب و کارانفورماتيك عرضه کنندة بيشترين فرصتها شد.

برپاية توصية رويكرد استراتژيك، قابليت هاي سازمان را در جايي توسعه دهيد که بالاترين چگالی فرصت وجود دارد.

ب: حوزه سازمان

هر شرکت موفقي"قابليت هاي کليدي" خاص خود را دارد و هر قابليتي مي تواند امتياز رقابتي ويژه اي به حساب آيد. شرکت تويوتا از قابليت هاي زيادي برخوردار است ولي آيا اين قابليت ها مي توانند در حوزه کسب و کارموتورسيكلت توان رقابت با هوندا را فراهم سازد؟ قاعدة کلی مي گويد: فاصله گرفتن از حوزة اصلي کسب و کار، اثربخشي قابليت هاي کلیدی سازمان را کاهش مي دهد.

ج: الگوي فضاي فرصت هاي بالقوه

اين الگو نشان مي دهد که اگر چه قابليت سازي در حوز ه هاي جديد، بخش بيشتري از فضاي فرصت هاي بالقوه رادر اختيار سازمان مي گذارد، ولي دور شدن از حوزة توانمندي هاي کلیدی سازمان، امكان بهره برداري از اين فرصت ها را کاهش مي دهد. انتخاب حد بهينه اي براي اين امر از عوامل تعيين کننده در اثربخشي برنامه هاي توسعة فرصت به شمار مي آيد.

راهكار استراتژيك اولين قدم در اين راه درك فرصت هاست که با تشخيص قواعد حاکم بر آن تكامل مي يابد. قواعد به ما نشان می دهد که چگونه می توان عوامل تحقق منفعت را کامل کرد و به فعل درآورد. اصولاً استراتژي به دو بخش اصلي تفكيك مي شود: فرصت يابي استراتژيك، راهيابي استراتژيك. اقدامات مربوط به فرصت يابي استراتژيك در مرحلة راهيابي استراتژيك مشخص مي شود. اما براي راهيابي استراتژيك دو رويكرد کلی وجود دارد:

الف: قاعده روي ب: قاعده شكني

الف: قاعده روي

قاعده روي به تلاش براي يافتن راهكارهايي اطلاق مي شود که بر مبناي قواعد حاکم شكل گرفته اند.لازمة اين کار شناخت قواعد است. در اين رويكرد استراتژيست می بایست قواعد را بشناسد و سپس کم هزینه ترین روش تكميل عوامل فرصت را پيش گيرد.

ب : قاعده شكني

در اين رويكرد براي حل گلوگاه استراتژيك، تغيير قواعد موجود به قاعده اي که شانس استفاده از فرصت را براي سازمان افزايش دهد مورد توجه قرار مي گيرد. هنگامي که جف بزوس در سال ١٩٩٥ تصميم گرفت تا به جاي شبكه توزيع معمول کتاب و نشريات از اينترنت استفاده کند، يك راهكار استراتژيك قاعده شكنانه براي شرکت آمازون پايه گذاري شد. امروزه اين شرکت با عرضة ١٨ ميليون عنوان کتاب از انبار مجازي خود بیش از ١٢٦ ميليون مشتري در سراسر جهان را به خود جذب کرده است.

کتاب برنامه ریزی استراتژیک زنده یاد دکتر وفاغفاریان

مقاله مدیریت MBA عمومی

مقاله مدیریت MBA عمومی

به نام خدا

نام مقاله  :  مدیریت MBA  عمومی

 کیوان عبدالله زاده                                                                             

 تعریف مدیریت اسان نیست زیرا به چندین فعالیت مختلف در یک شرکت صنعتی مانند جمع اوری اطلاعات، ذخیره اطلاعات، انتشار اطلاعات و بکارگیری اطلاعات ارجاع داده می شود.   مدیریت شامل کشف، توسعه، بکارگیری، تولید و جذب دانش درون و بیرون سازمان می باشد. مدیریت فرایندی است که سازمانها ارزش ها را از دارایی های عقلانی استخراج می کند. هدف اصلی اجرای مدیریت حداکثر کردن منفعت و کسب مزیت رقابتی می باشد.

مدیریت برای بقا به اطلاعات هوشمند کسب و کار نیاز دارد تا به صورت کارا عملیات شرکت را مدیریت کند و از تصمیم گیری ان پشتیبانی کند. مدیریت به عنوان یکی از فاکتورهای مهم برای کسب مزیت رقابتی سازمان محسوب می شود. چالش اولیه در اجرای مدیریت این است که چگونه این فاکتورها با قابلیت ها و محدودیت های شخصی و سازمانی با هم ترکیب شوند

مدیریت اجرایی و فرهنگی دارای بیشترین اثر در اجرای موفق جنبه های اصلی اجرای مدیریت هستند.

ساختار مدل تحلیل برای اولیت بندی فاکتور های حیاتی پروژه مدیریت با استفاده از رویکرد تصمیم گیری چند معیار دلالت می کند. که به چهار زیر مجکوعه تقسیم می شوند: کشف فاکتورهایی که بر موفقیت مدیریت اثر می گذترند، تعیین اهمیت وزن فاکتور های موثر، به دست اوردن درصد هر فاکتور موثر و در نهایت تعریف مدل مفهموی مدیریت می باشد.

ارتباط بین چشم انداز کسب و کار، تهیه منابع و بوجه کافی، تعریف استراتژی و چشم انداز سنجش رهبران و مدیران  صداقت متقابل، ازاد اندیشی، همکاری، هماهنگی بین کارمندان، ارتباطات رسمی و غیر رسمی، شناخت سرمایه عقلانی، داشتن ساختار تخت و شبکه ای ، به دست اوردن ارزش و مزیت دانش، تهیه فضا و زمان کافی برای اموزش، ایجاد دانش، نواوری و طوفان فکری، ایجاد زیر ساخت تکنولوژی اطلاعات دارای درصد بیشتری در مقایسه با سایر فاکتور ها هستند.

یک مدیرت موثر منبع مهمی برای ایجاد مزیت رقابتی و کلید موفقیت سازمان ها است که اجرای استاراتژیک یک روند طولانی مدت است و فوری نیست تعریف جنبه های اصلای فاکتورهای موثر در اجرای استراتژیک پیشنهاد می دهد. در نهایت سازمانها و شرکت ها می توانند مدل اولویت بندی پیشنهادی را برای بهبود تصمیم گیری و اجرای مناسب عملیات برای جلوگیری از تلف شدن زمان و منابع قبل از شروع پروژه مدیریت بکار بگیرند.

اهمیت منابع انسانی بر کسی پوشیده نیست و سازمانها برای بقا در محیط پیچیده و پرچالش به نیروی انسانی توانمند و خلاق نیاز مند هستند. توانمند سازی و توسعه منابع انسانی یک روی کرد مدیریتی است که در ان به کارکنان اختیاراتی داده می شود تا خودشان تصمیم بگیرند و در تصمیمات سازمان شرکت داشته باشند کارکنان دارای استعداد های بالقوه ای هستند که توانمند سازی به فعال شدن انها کمک می کند تا بتوان از انها برای کسب اهداف سازمان استفاده نماییند.

مدیریت منابع انسانی و تحقیق اهداف پرسنلی احتیاج به تحقیق، برسی، شناسایی دقیق مشاغل موجود در یک سازمان دارد و تهیه شرح شغل و شرایط احزار شغل است که این امر از طریق بکار گیری روشهای تجزیه و تحلیل صورت می گیرد.   استراتژیک بودن به معنایی داشتن توجه به سیستم حال حاظر   کارکرد مالی می باشد کهدچنین عملکردهایی شامل سیستم ها، ساختار، فرهنگ، فرایند و حوزه های تجاری و عملکرد می باشد.

در جهان صنعتی امروز تولید به عنوان یک سرمایه تجاری نگریسته می شود و برای برسی جایگاه ان بین رقبا  به دو پارامتر مهم مطلوب و قیمت از دیدگاه مشتری با ارزش می شود.

شرایط امروز به صورتی است که هر شرکتی ناگذیر است برای عرضه کسب و کار جهانی خود را مورد ارزیابی قرار دهید و جایگاه خود را مشخص کند. مهترین مسئله برای رسیدن به تولید جهانی، بازاریابی و بازارداریی است و مشتری مدار باشد تا بتواند در سطح جهانی خود را مطرح کند برای رقابت در دنیا تولید کنونی بهره گیری از تمام فنون ابزارها و ایده های جدید و ناب است. برای پیاده کردن تولید ناب، در واقع بشیوه ای از تولید گویند که ضمن بکارگیری تولید انبوه و تولید دستی با هدف کاهش ضایعات و حذف فعالیت های بدونه ارزش شکل می گیرد. تکنیک ناب به کم  مجموعه ابزار های خود می تواند نقش بنیادی در اصطلاح و بهبود فراینها داشته باشد. به طور کلی گسترش عملکرد کیفیت تضمین میکند که محصول مناسب طراحی شده و مهندسی ارزش تضمین می کند که محصول با قابلیت های رقابتی طراحی گردیده و بطور کلی هدف این ارزش تامیین نیاز های مشتری و تخصیص بهینه منابع به صورت منابعی بوده به گونه ای که ارزش مورد نظر مشتری افزایش یافته و هزینه های تولید محصول کاهش یابد تا از این طریق سود اوری حاصل گردد

امروز در محیط کسب و کار تولید که لحظه به لحظه دستخوش تغییرات شده و بر پیچیدگی های ان افزوده می گردد همراهی و غنی سازی نهضت کاهش قیمت تمام شده کالا و خدمات بعنوان راهبردی مهم در جهت حفظ منافع و رقابت پذیری در معنایی تمام برای بقای بنگاه های اقتصادی راهکار های خلاق و پویا را اجرا و بکار گرفت.

موضوع : مقالات مدیریت, نمونه مقالات